خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان ،

اما به قدر فهم  من و تو كوچك مي شود

و به قدر نياز من و تو فرود مي آيد  

و به قدر آرزوي من و  تو گسترده مي شود

و به قدر ايمان  من و تو كارگشا مي شود .

به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود ،

به قدر دل امیدواران گرم می‌شود

 يتيمان را پدر مي شود و مادر

محتاجان برادري را برادر مي شود

نا اميدان را اميد مي شود

گمگشتگان را راه مي شود

ماندگان در ظلمت را نور مي شود

رزمندگان را شمشير مي شود

پيران را عصا مي شود 

محتاجان به عشق را عشق مي شود ،

خداوند همه چيز مي شود همه كس را ...

به شرط اعتقاد

به شرط پاكي دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهيز از معامله با ابليس

 بشوييم قلب هايمان را از هر احساس ناروا ،

و مغزهايمان را از هر انديشه خلاف

و زبان هايمان را از هر گفتار ناپاك

و دست هايمان را از هر آلودگي در بازار ،

بپرهيزيم از ناجوانمردي ها ، ناراستي ها و نامردمي ها ،


چنين كنيم تا ببينيم که :

خداوند ، چگونه بر سفره ی ما با كاسه اي خوراك و تكه اي نان مي نشيند ،

در دكان ما كفه های ترازويمان را ميزان مي كند ،

و در  خلوت شب ،  ما را به معراج می برد ...  زیرا :  نماز شب  ، معراج مومن است .


مگر از زندگي چه مي خواهيم که در خدایی خدا ، یافت نمی شود ؟!

آیا خدا برای بنده خویش کافی نیست ؟!

الیس الله بکاف عبده

 

صدرالمتألهین ؛ صدر الدین محمد شیرازی  " - ملا صدرا - صاحب حکمت متعالیه .

نقل از : سایت دیدار  با اندکی تغییر و تصرف